سرخه حصار در سال جدید...

 

در حین عبور از مسیر  جاده آسفالتی که قلب پارک رو میشکافه و پیچ و خمش در دوردست گم می شه ، تمام کلاسهای درس "پارکداری" و "قوانین و مقررات" توی ذهنم مرور شد. ماده دو ، ماده هفت ، هشت و نه ، قوانین پارکهای ملی و مناطق حفاظت شده . وای  چه حس بدی بود وقتی می دیدی اونور تابلوی محیط زیست که نوشته بود ورود بدون مجوز ممنوع ،من و  کلی آدم دیگه بدون مجوز داشتیم راحت می چرخیدیم ؛ چقدر تلخ بود وقتی کمی آن طرف تر روبروی تابلوی " هر گونه ساخت و ساز در پارکهای ملی ممنوع، ویلاهای تازه ساخته شده و اون ترکیب زشت ساخت و سازهای پراکنده رو می دیدی ، چقدر دردناک بود وقتی که محدوده پارک ملی تموم شد و وارد منطقه حفاظت شده جاجرود شدیم و دیگر هیچ اثری از حفاظت دیده نمی شد... . همش باخودم می گفتم مگه  ما نخونده بودیم که تو زون تفرج غیرمتمرکز نباید جاده آسفالتی کشیده بشه ؟مگه از زون حفاظتی  پارک ملی  میتونه جاده آسفالت رد بشه ؟! جاده ای که یه سر اون مسیر تردد اهالی روستایی که هرروز باید از این تپه ها پایین بالا برن. جاده ای که ادامه اون به بومهن می رسه! به من نگین که مگه توی این مملکت زندگی نمی کنی که این حرفا رو میزنی ، نگین بهم که مگه اولین باره همچین چیزی رو می بینی.

مگه باید ندونی و این حرفا رو بزنی ؟ مگه باید بدونی و این حرفا رو نزنی؟ تاریخ تکرار می شه مگه نه اینکه  دو سال پیش ایذه قربانی آبگیری سد کارون 3 شد  و این بار تنگه بلاغی ؟ سال پیش  پارک ملی ...... ، امسال پارک ملی سرخه حصار و سال دیگه  خدا می دونه کجا؟ 

بعد از مستفیض شدن از مناظر ، دور زدیم و راه را بسوی پایین تپه در پیش گرفتیم . این بار از نگهبانی سمت چپ پیچیدیم و وارد قسمت جنگلهای دست کاشت شدیم یا به اصطلاح پارکداری "زون تفرج متمرکز" . رسیدیم به جایی که به نظر محل درختکاری بود ، از پیرمردی که مسئول سرویس بهداشتی بود پرسیدم که درختکاری کجا بوده ؟ با دست نشون داد ، گفتم چطور می تونیم بریم بالا ؟ گفت کسی نیست اونجا برای چی می خواین برین . منم گفتم من خودم کارشناسم و کسی لازم نیست باشه ما خودمون می ریم . خلاصه فکر کرد که ما کاره ای هستیم و  باهامون اومد کلی بالا که حالا بعد یه جوری دست به سرش کردیم چون می خواست تا آخر بیاد با ما .

اول  که داشتیم بالا می رفتیم درختکاری سال های قبل رو دیدیم که بیشتر کاج بود . بعد وارد مسیری شدیم که در اطراف اون  نهالهای زیتون به چشم میخورد. قسمت جالب قضیه این بود که  اصلا اونطور که گفته شده بود قلع و قمعی در کار نبود یعنی شاید از هر ۱۰ نهال ۳ تاش قطع شده بود و بقیه به رشد خودشون ادامه می دادن .

همونطور که فکرشو می کردم حتی اونهایی هم که بریده شده بودند نابود نشده بودند و شاخه های جانبی به رشد خودش ادامه می داد  و فقط اونهایی که از خاک درآورده شده بودند دیگه امیدی بهشون نیست . بنابراین  خبر خوب برای شهرداری اینکه اصلا جای نگرانی نیست و برای نهالها لازم نیست نگران باشند ولی اگه دنبال مقصر می گردن خوب قضیه چیز دیگریست.

 


کپههای تل خاک، نوارهای موازی را درست کرده بودن که از دور کاملا مشخص بود و وقتی به دوردست  و تپه های بکر نگاه می کردی زیبایی و آرامش اون در تضاد کامل با هم بودند.

مناظر بکر در مقابل زمین دستخورده  


jajrud


سرخه حصار

 

 سفر کوتاه ما به سرخه حصار در یک صبح دل انگیز بهاری.   

/ 4 نظر / 15 بازدید
صاحاب وبلاگ

عمرا ديگه عکس بذارم اينجا.. . از بس سرعت آپلود کمه پدرم درومد!

ماندانا

خوب خداروشکر که تجارب ما به درد يکی خورد!

مژگان جمشیدی

می بينم که سال جديد رو خيلی پرکار و پر انرژی شروع کردی ،‌تصاویر تکان دهنده ایست ،‌مطلب دکتر آخانی از ورود گونه های غیر بومی رو هم بخون ،‌کاش یکی از این مسئولان این مهم رو را درک کنه !