/ 5 نظر / 15 بازدید
eliaspahlevan

قصه بختگان (۲) ادامه: داشت ناامیدی براوغلبه می کردکه گفت :لااقل برم یه خورده آب بیارم به نوک طلاوبعضیا بدم به حال بیان تابریم دنبال کمک.خواست پروازکنددیدمثل اینکه برای خودش هم حالی نمانده. دوان دوان به سمت آب رفت.باآن همه زحمت هرچه می رفت انگاری آب فراری ترمی شد.باهرقدم سنگین وسنگین تر می شد.نمکهای مانده ازآب، اول به پاها وبعد به دستها(بازم درسته همان بالها ،اینقدرگیرندین وقت تنگه ،شایدنشه دورباره بخونم وغلط گیری کنم.همش فی البداهه وتصویر گری است ،وقت ویراستاری نمانده.)چسبیده ونمی توانست ،خودرا اززمین (حالادیگه نمی تونین گیربدین چون واقعا زمین شده .خیلی که بخایین می تونین بگین کویروبیابان.اینجاست که آقای محمددرویش خواهندگفت :ماخواستیم مهاربیابان زایی نه بیابان زایی)بلندکند. وضع عجیبی بوددریک آن پرطلاخاطرات

وحيد نوروزي

سرکار خانم دکتر واعظ جوادی آملی ریاست محترمه سازمان محیط زیست آیا به من وکالت میدهید از طرف شما از کشور بزرگ ایران و مردم آن بابت اتفاقات وحشتناک دو سال اخیر در محیط زیست عذرخواهی کنم؟ آیا وکیلم؟ خانم دکتر رفته خجير و سرخه حصار و ببينه!!!! سرکار خانم دکتر واعظ جوادی آملی آیا به من وکالت می دهید از طرف شما به خاطر انتصابات وحشتناک در سازمان محیط زیست(پسر عمو-شوهر دختر خاله- خود دختر .....

حسين

سلام. همتتان را تحسين می کنيم ای زندگان ديار آهن وفولاد. جای ما شهرستانيها هم فرياد بکاريد.

یکی دیگه..

سلام بر شما دوست و همفکر گرامی. من از وبلاگ یکی دیگه هستم . در این روز نیز مانند سایر دوستان به عنوان نماینده ای از حامیان حقوق حیوانات و نماینده از انجمن حمایت از حیوانات با دوستان دیگری از انجمن شرکت خواهم نمود و خبر را در وبلاگم قرار دادم.

حامد

منم برای دفاع از مادرم هستم