کجاست آن قداست

 

 

ای جنگل! ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من ، ای خموش گریه آگین
سر در گریبان در پس زانو نشسته ...
 
ای جنگل ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد ...
 
 ای جنگل ای شب
ای بی ستاره ! خورشید تاریک ! اشک سیاه کهکشان های گسسته !
آیینه دیرینه زنگار بسته !
دیدی چراغی را که در چشمت شکستند ؟
 
ای جنگل ای غم ! چنگ هزار آوای باران های ماتم !
ای جنگل ای حیف ! همسایه شب های تلخ نامرادی !
در آستان سبز فروردین دریغا
آن غنچه های سرخ را بر باد دادی !
 
ای جنگل ای پیوسته پاییز
ای آتش خیس ! ای سرخ و زرد ، ای شعله سرد !
تاکی ستم با مرد خواهد کرد نامرد ؟
 
ای جنگل ای خشم !
با من بگو از سرگذست آن سپیدار
آن سهمگین پیکر که با فریاد تندر
چون پاره ای از آسمان افتاد بر خاک
 
ای جنگل ای پیر ! بالنده افتاده ، آزاد زمینگیر !
خون می چکد اینجا از زخم دیرین تبرها
ای جنگل ! اینجا سینه من چون تو زخمی است
اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد دمادم

                                           ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*خواندن این شعر از هوشنگ ابتهاج  در وبلاگ دیده بان محیط زیست ، من رو یاد قداست از دست رفته درختان می اندازه ،‌قداستی که درخت در نزد ایرانیان داشته و اعتقاد دارم که هنوز هم داره . گواه این مطلب هم درختان قدیمی چند صد ساله انجیلی ،‌سرو و چنارهایی است که در گوشه و کنار این سرزمین مردم به اون دخیل می بندن و حرمت درخت را تا حدی می دونن که حاجت و آرزوی خودشون رو از خدا به درختی که می دونن پیش خدا مقدس هست می گن و چون حقیقتاْ این شعر گویای دل سوخته همه ماست وظیفه خودم دونستم که توی وبلاگم قرار بدم .

 

/ 5 نظر / 29 بازدید
ژاله

بسیار زیبا بود...[گل][گل][گل]

فرداد

خوشحالم كه دوباره به وب برگشتيد.[گل]

هومن روانبخش

قلع و قمع شبانه درختان خرگوش دره، تكذيب همه چيز در صبح بعد در صفحه نخست روزنامه همشهري با تيتر درشت، شعار و شعار كه مي كاريم، در حاليكه جنگلكاريهاي البرز جنوبي همچنان بدون طرح و مطالعه انجام مي شوند و بوستاهاي شهري روز به روز تكه تكه مي شوند.. اين است پيشكش شهرداري و باغبان پير شهر به مناسبت هفته منابع طبيعي 1386

ماندانا این رد

تو هم از دوری من کسل شدی و نمی نویسی؟ [زبان] برگشتم بابا!