محیط زیست برای محیط زیست

این چند روز که تب انتخاباتی بالا گرفت، محیط زیستی ها هم بواسطه اعلام موضع تعدادی از کاندیداها در مورد محیط زیست سعی کردن به نوعی خودشون رو وارد عرصه کنند و خودی نشان دهند. 

حضور در ستادها و یا گفتگو با کاندیداها حرکتی مثبت قابل تقدیر و در خور قدردانیست ولی، ولی اگه امروز در برنامه یکی از کاندیداهای عزیز راه حل دریاچه ارومیه انتقال آب خزر بیان میشه ، دریاچه ای مصنوعی با نام چیتگر در شهری که کمبود منابع آبی و زیرزمینی اش معضل است ساخته میشه و پارکهای جنگلی هر موقع که اراده شود کاربری اش تغییر داده میشه! طرح تفصیلی به هیچ انگاشته میشه ... اینها نشانه های واضحی است.

همه ما باید وافق باشیم که در هیچ دوره ای چه زمان جناب خاتمی که تشکلها شکل گرفتند و چه بعدتر قدرت چانه زنی و لابی گری برای محیط زیست وجود نداشته و در طول همه سالهای 80 با اینکه تلاش فراوانی برای اتحاد و ایجاد شبکه تشکلهای غیردولتی انجام شد، اتحاد چندانی حاصل نشد که حتی بعضا افراد سودجو و مادی گرا با رسوخ در ان جی اوها آنها رو به سمت و سویی کشوندن که باندبازی و منافع شخصی اساس نهادهای اینچنینی را زیر سوال برد! این تجربه ها همواره موجب دلسردی جوانها و افراد دلسوز شد.

متاسفانه راهی که تا به حال برای احقاق خواسته هامون در پیش گرفتیم ما را به جایی نمیرساند! اینکه چشم به دولتها بدوزیم که برنامه محیط زیستی ارائه بدهند و ما به دنبالشون راه بیافتیم- همان سیاست از بالا به پایین- کارآمد نخواهد بود. هیچ دولتی در دنیا از ابتدا سبز نبوده . ما باید از تجربه کشوری مثل آلمان، کشورهای اسکاندیناوی استفاده کنیم و هدفمون این باشه که خودمون رو از درون قوی کنیم و حتما دست افراد فاسد و سودجو رو از این حلقه کوتاه کنیم .

ما باید به این مساله وفادار باشیم:

همانطور که هنر برای هنر باید باشد ، محیط زیست هم باید برای محیط زیست بماند.

/ 0 نظر / 16 بازدید